در مطالب متنوع وبلاگ مج ری مطالب زبر را می توانید بخوانید.
از هر آنچه که می خواهید فقط روی مطلب مورد نظر کلیک کنید . ![]()
نکات خنده دار فینال جام جهانی 2006 آلمان
40 سال بعد از جام جهانی 2006 آلمان
کاریکاتورهایی از مسافران جام جهانی 2006
چرا باید به ایرانی ها افتخار کنیم
خدا را شکر که .... بخونید جالبه

پل شیشه ای گراند کانیون
پل شیشه ای یا آسمان نورد گراند کانیون ، Grand Canyon Skywalk یک جاذبه توریستی است . در 20 مارس 2007 کار آن به اتمام رسید و در 28 مارس برای بازدید عموم آماده شد. این پل بر فراز رود کلرادو ، در لبه دره گراند کانیون ایالت آریزونای آمریکا قرار گرفته است. بلیط ورودی آن 25 دلار است.
بومیان محلی منطقه مالکان اصلی این ساختمان هستند. این پل شکل نعل اسبی دارد و 1200 متر از سطح زمین فاصله دارد ،ارتفاعی که بلندترین آسمانخراش های دنیا را تحت الشعاع قرار میدهد. لبه آن 20 متر فاصله افقی از کناره زمین دارد. دیواره ها و کف آن از شیشه ای به ضخامت 10 سانتی متر ساخته شده است. این پل می تواند 7 تن وزن را تحمل کند ، یعنی در آن واحد 800 فرد 80 کیلوگرمی می توانند بر روی آن بروند. البته تنها اجازه داده میشود 120 توریست در یک زمان بر روی آن بروند.
این پل بسیار محکم ساخته شده و طوری طراحی شده که در نتیجه باد و راه رفتن مردم ، ارتعاش نداشته باشد. این بنا می تواند در برابر بادی با سرعت 100 مایل در ساعت مقاومت کند و یک زلزله 8 ریشتری را تاب بیاورد. ساخت این آسمان نورد در مارس 2004 -2 سال پیش- شروع شد و مجموعا 40 میلیون دلار هزینه صرف آن شد.
البته مجموعه آسمان نورد گراندکانیون ، ساختمان های دیگری هم دارد : موزه ، سینما تئاتر ، سالن تشریفات ، فروشگاه و چندین رستوران. در انتهای این بنا ، کافه ای قرار دارد که مسافران میتوانند در آنجا در فضای آزاد غذا بخورند.
یک بازرگان اهل لاس وگاس به نام دیوید جین در ازای دریافت قسمتی از سود آسمان نورد ، در تأمین هزینه این بنا مشارکت داشته است. این پل ، تنها قسمتی از یک پروژه بزرگ است که در آینده تکمیل خواهد شد.
ساخت این بنا در میان ساکنان محلی موافقان و مخالفانی داشته است ،مخالفان این طرح این پل را یک بنای بر هم زننده ظاهر طبیعی گراندکانیون میدانند و موافقان آن را فرصتی برای مبارزه با فقر و بیکاری و الکلیسم گسترده ارزیابی کرده اند.
هر ساله 4.5 میلیون نفر از گراند کانیون بازدید میکنند و سازندگان این آسمان نورد امیدوارند سالانه 200 هزار نفر را جذب کنند. امکاناتی همچون برگزاری مراسم ازدواج و پرش از ارتفاع هم در آسمان نورد مهیا خواهد شد.
این هم عکسهایی از این بنا:
منابع : ویکی پدیا ، سایت CNET
از پدري پرسيدند آيا درست است كه مي گويند: زماني فرا خواهد رسيد كه فرزندان از والدین جلو خواهند زد ؟
گفت: اتفاقا اين موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول داشته است!
پرسيدند: به چه دليل؟
گفت: به اين دليل كه برايتان شرح خواهم داد:
وقتي من 30 ساله بودم فرزندمان متولد شد. يعني 30 برابر او سن داشتم.
وقتي او 2 ساله شد من 32 سال داشتم . يعني 16 برابر او سن داشتم.
وقتي او 3 ساله شد من 33 سال داشتم. يعني 11 برابر او سن داشتم.
وقتي او 5 ساله شد من 35 سال داشتم. يعني 7 برابر او سن داشتم.
وقتي او 10 ساله شد من 40 سال داشتم. يعني 4 برابر او سن داشتم.
وقتي او 15 ساله شد من 45 سال داشتم. يعني 3 برابر او سن داشتم.
وقتي او 30 ساله شد من 60 سال داشتم. يعني 2 برابر او سن داشتم.
وي در همهي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود.
او با طفوليت شگفتش، با مبارزهي مدامش در دو جبههي خارجي و داخلي، در خانهي پدرش، خانهي همسرش، در جامعهاش، در انديشه و رفتار و زندگيش، “چگونه بودن” را به زن پاسخ ميداد.
نميدانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.
در ميان همه جلوههاي خيره كننده روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفتانگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و همپرواز روح عظيم علي است.
او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمانهاي بزرگش مينگريست و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهاييهايش.
این است كه علي هم او را به گونه ديگري مينگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علي همسراني ميگيرد و از آنان فرزنداني مييابد. اما از همان آغاز، فرزندان خويش را كه از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا ميكند. اينان را “بنيعلي” ميخواند و آنان را “بنيفاطمه”.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم كه او را به گونهي ديگر ميبيند. از همهي دخترانش تنها به او سخت ميگيرد، از همه تنها به او تكيه ميكند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش ميگيرد.
نميدانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟
خواستم از “بوسوئه” تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزي در مجلسي با حضور لويي، از “مريم” سخن ميگفت. گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن دادهاند.
هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملتها در شرق و غرب، ارزشهاي مريم را بيان كردهاند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستايش مريم همه ذوق و قدرت خلاقهشان را به كار گرفتهاند.
هزار و هفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهرهنگاران، پيكرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمنديهاي اعجازگر كردهاند.
اما مجموعه گفتهها و انديشهها و كوششها و هنرمنديهاي همه در طول اين قرنهاي بسيار، به اندازه اين كلمه نتوانستهاند عظمتهاي مريم را بازگويند كه: “مريم، مادر عيسي است”.
و من خواستم با چنين شيوهاي از فاطمه بگويم. باز درماندم:
خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجهي بزرگ است.








