رازموفقيت يك كشاورز
يكي از كشاورزان همواره در مسابقات ، جايزه ي بهترين غله را به دست مي آورد و به عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود.رقبا و همكارانش علاقه مند شدند كه سر از كار او در آورند و راز موفقيتش را بدانند.به همين سبب او را زير نظر گرفتند و مراقب كارهايش بودند.
پس از مدتي جستجو ، سر انجام با نكته عجيب و جالبي رو به رو شدند. اين كشاورز پس از هر نوبت كشت ، بهترين بذرهايش را به همسايگانش مي داد و آنها را از اين نظر تامين مي كرد. بنابراين همسايگان او بايد فاتح مسابقات مي شدند نه خود او!
كنجكاوي بيشتر شد و و كوشش علاقه مندان به كشف اين موضوع كه با تعجب و تحير نيز آميخته شده بود ، به جايي نرسيد . سرانجام تصميم گرفتند كه از خود او بپرسند و پرده از اين راز عجيب بردارند. كشاورز هوشيار و دانا در پاسخ همكارانش گفت:"چون جريان باد ، ذرات بارور كننده ي غلات را از يك مزرعه به مزرعه ديگر مي برد ، من بهترين بذرهايم را به همسايگان مي دهم تا باد ذرات بارور كننده نامرغوب را از مزارع آنها به زمين من نياورد و كيفيت محصولات مرا خراب نكند.!"
همين تشخيص صحيح و درست كشاورز ، توفيق كاميابي در مسابقات بهترين غله را برايش به ارمغان آورد.
درسی از دانشگاه شیعه شناسی عاشورای حسینی
حجت الاسلام حاج وحید علیان نژادی
اکنون در آستانه محرم 1428 قمری هستیم ، و بیش از 1099سال است که ما در انتظار ظهور دولت یار
- مهدي موعود (عج ) - به سر مي بريم
اما در عین خوشحالی، ترسی عجیب وجودمان را فرا گرفته!؟ اگرامام(ع)دعوت ما را اجابت کند، ما چه خواهیم کرد؟
می دانید چرا می ترسم؟
برای پاسخ به این سوال باید سری به دانشگاه شیعه شناسی عاشورا بزنیم ؛ پس باید به 1367 سال پیش برگردیم یعنی 10محرم 61 قمری ؛ خوب چه می بینید: میدان جنگ ؛ در یک سو مردی به همراه خاندان شریف و یاران صدیقش ایستاده و در سوی دیگر جمعیتی انبوه که آماده حمله به سوی او هستند.
یک نکته عجیب!!!
در بین جمعیت مهاجم عده زیادی از مردم کوفه دیده می شوند!!!چطور ممکن است؟! آنها همان کسانی باشند که، 4 ماه پیش (10رمضان60ق)اولین دعوتنامه آنها به امام حسین(ع)رسید و آنچنان سیر صعودی داشت که پس از مدت کوتاهی روزانه 600 نامه و در مجموع 12000 نامه به امام (ع) نوشته شد، که می شود از آن به عنوان بزرگترین نهضت نامه نگاری یاد کرد. چقدر اشتیاق ؛ ولی چرا درست 4 ماه بعد در روز عاشورا آنها مقابل امام(ع) ایستادند؟
برای مشخص شدن، علت 2 موضوع باید بررسی شود تا نتیجه روشنی از آن حاصل گردد:
1. دعوت کنندگان امام حسین(ع) و انگیزه های آنها
2. دسیسه های عبیدالله برای سرکوبی انقلاب کوفه
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1. دعوت کنندگان امام حسین(ع) و انگیزه های آنها
در یک نگاه اجمالی دعوت کنندگان حسین (ع) سه گروه بودند که 5 انگیزه متفاوت داشتند:
گروه اول” اعضای حزب علوی ؛ شیعیان خاص”
آنها به امام(ع) و مرام او اعتقاد و التزام عملی داشتند و او را به عنوان یک رهبر الهی می دانستند و با انگیزه ایجاد حکومت الهی؛ امام(ع)را به کوفه دعوت نمودند.
گروه دوم “توده مردم که با انگیزه های متفاوت وارد میدان شدند”
1 -عده ای که حکومت عدل علوی و حکومت ظلم اموی را تجربه نموده بودند و از حکومت اموی ناراضی بوده و با خاطرات حکومت علوی زندگی می کردند و به دنبال راه نجات بودند و برای این امر بهترین گزینه را حسین ابن علی(ع)می دانستند.
2 - عده ای کوفی متعصب، که برای احیای پایتختی کوفه و به طمع مزایای مرکزیت و شکوه آن تلاش می کردند و به دنبال فردی کارآمد برای تحقق این امر بودند که بهترین گزینه را حسین ابن علی(ع) می دانستند.
3 -عده ای مردم نان به نرخ روز خور که با مشاهده شور و حرارت منتقدان جرات نامه نگاری پیدا کردند و به جمع انقلابیون پیوستند.
گروه سوم” اعضای حزب اموی ؛ دنیاطلبان”
آنها اغلب افراد صاحب نفوذ ؛بزرگان قبایل و اشراف بودند که از ترس اینکه در آتش انقلاب بسوزند به انقلابیون پیوستند تاضمن حفظ منافع در صورت پیروزی انقلاب سهم خود را از حاکمیت طلب کنند. جالب اینکه این گروه پر شورترین نامه ها را برای امام(ع)فرستادند.
2. دسیسه های عبیدلله برای سرکوبی انقلاب کوفه
سیاستهای روانی
1 - تهدید و تشویق ؛ او در اولین سخنرانی در مسجد جامع کوفه گفت: من برای فرمان برداران مثل پدری مهربان هستم و در مقابل نافرمانان با شمشیر و تازیانه برخورد می کنم.
2 - سپاه شام ؛ او به مردم گفت که سپاه شام جهت سرکوب انقلابیون عازم کوفه است و این در حالی بود که مردم کوفه به شدت از سپاه شام ترس داشتند.
سیاستهای اجتماعی
1 - پرداخت رشوه های کلان به بزرگان و روسای قبایل کوفه و خریدن آنها.
2 - استفاده از یک نیروی اجتماعی به نام «عرفا»(آنها افرادی بودند که از سوی حکومت منسوب می شدند و سرپرستی مجموعه ای از افراد را به عهده داشتند و می بایست آمار تولد, مرگ, ازدواج و.... را به حکومت اعلام می کردند و همین ها هم مسئول تقسیم جیره و مواجب حکومتی بین مردم بودند.)
عبیدلله بعد از اولین سخنرانی عرفا را احضار کرد و به آنها گفت: باید اسامی تمام افراد غریبه, مخالفین یزید, خوارج و مشکوکین را که در مجموعه شما هست به من بدهید و اگر این کار را نکنید شما ضامن مجموعه خود هستید و در صورت بروز مشکل شما را بر درب منزلتان دار می زنم .
سیاستهای اقتصادی
عبیدلله در بخش دیگری از صحبت خود با عرفا به آنها گفت: مجموعه ای که با ما همکاری کند جیره و مواجبش چند برابر می شود و هر مجموعه که کوتاهی کند محروم خواهد شد.
در نتیجه می توان گفت عبیدلله دست را بر شاهرگ حیاتی کوفیان گذاشت.
نتیجه این 2 مطلب و سرنوشت دعوت کنندگان در کربلا
گروه اول که حزب علوی و شیعیان خاص بودند تا آخرین لحظه به امام(ع) و آرمانهای او وفادار ماندند، شهيد شدند و انسان هاي همیشه جاوید عالم گشتند.
گروه دوم که توده مردم عوام بودند؛ با توجه به دسیسه های عبیدلله و تهدیدها و تشویق های او رنگ عوض کرده و مقابل امام(ع) ایستادند.
مجمع ابن عبدلله عائذی وقتی به لشکر امام ملحق شد در مورد اوضاع کوفه به ایشان عرض کرد: توده مردم دلهای شان با شماست ولی فردا شمشیرهایشان را بر علیه شما خواهند کشید.
یا به نقل مقتل مقرم: در کربلا عده ای از لشکر عمر سعد گوشه ای گریه می کردند و از خدا می خواستند حسین(ع) را یاری کند!
گروه سوم که حزب اموی و دنیاطلبان بودند؛ آخرت خود را به دنیا فروختند و به حسین (ع) پشت کردند.
مجمع ابن عبدلله در مورد اشراف و بزرگان کوفه به امام(ع)عرض کرد: به اشراف کوفه رشوه های کلان دادند و آنها را با خود همراه کردند و آنها یکپارچه بر علیه تو هستند.
افرادی مثل: شيث ابن ربعی (او بعد ها به شکرانه کشته شدن حسین(ع) مسجد ساخت.)
حجار ابن ابجر(سردار سپاه عمر سعد شد و نامه خود را به حسین(ع) انکار کرد.)
خوب برگردیم به روزگار خودمان ؛
حالا که بزرگترین جنبش انتظار را داریم و بعد از هر نماز برای مهدی(عج) دعوتنامه می فرستیم و هر جمعه در فراقش ندبه می کنیم و هر صبح دعای عهد می خوانیم اگر او بیاید ما جزء کدام گروه خواهیم بود؟؟؟
امروز و این محرم تصمیم بگیریم و راه را انتخاب کنیم پس اگر قرار است جزء دسته اول شویم با اشک چشم غسل توبه کنیم و در دریای علم به سوی ساحل نجات که همان معرفت است حرکت کنیم و با دو بازوی پرتوان (ترک محرمات و انجام واجبات) خود را به ساحل برسانیم.
انشاءالله که جزء یاران مهدی موعود(عج) شویم
به امید ظهور دولت یار
اللهم عجل لولیک الفرج
*برنده مسابقه 18 مج ري
*سرکار خانم مريم عليان نژاد (قم)
جواب مسابقه18مج ري از مطلب کنايه از يکدانه فرزند يا نهنگ مي شود يا مايه ننگ گزينه الف : فراهم نمودن و زيادي امکانات با علاقه وافر مي باشد .
=====================================================
مسابقه شماره 19 :
کنايه نويسنده از مطلب درسي از دانشگاه شيعه شناسي عاشورا، نسبت به بزرگترین جنبش انتظار فرج با دعاي ظهور بعد از هر نماز برای مهدی(عج) ، ندبه هر جمعه در فراقش و دعای عهد هر صبح را کدام گزينه زير اعلام کرده است ؟
1) اشتياق ظهور 2) دعوتنامه 3) هر دو مورد
* مشترکان محترم نسبت به ارسال شماره اشتراک توجه لازم را مبذول نمايند .
www.mejri.ir آن لاين / sms 09121861030
شما می توانید جواب مسابقه ( که اعلام گزینه صحیح از ۱ تا ۳ می باشد ) را در قسمت نظرات همین بخش درج و ارسال نمایید.
نسبت به درج ایمیل و یا کد اشتراک دقت لازم را حتما مبذول نمایید .
- سرويس اتصال به اينترنت بدون نياز به Username و Password
- شما مي توانيد بدون کارت اينترنت و در هر زمان به اينترنت متصل شويد.
- هزينه اين سرويس ساعتي 300 تومان ميباشد.
- مبلغ کارکرد شما به هزينه قبض تلفن ( کارکرد شبکه هوشمند ) افزوده خواهد شد.
=====================
|
شبکه |
تلفن | |
|
سپنتا |
SEPANTA |
9092303200 |
|
پارس آن لاين |
PARS ON LINE |
9092302200 9092302700 9092303300 |
|
اُميدان |
OMIDAN |
9092302000 9092304000 |
|
اَفرا نت |
AFRA NET |
9092303335 |
|
پژواک |
PEZHVAK |
9092303636 9092303638 |
|
نگار |
NEGAR |
9092303131 9092304141 |
ما را از نظرات سازنده خود مطلع نمایید ............................نشریه الکترونیکی مج ری
نامزدهاي دريافت سيمرغ بلورين معرفي شدند
تدى و تامپسون
در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبتهاى اوليه، مطابق معمول به دانشآموزان گفت که همه آنها را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ میگفت و چنين چيزى امکان نداشت. مخصوصاً اين که پسر کوچکى در رديف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نيز دانشآموز همين کلاس بود. هميشه لباسهاى کثيف به تن داشت، با بچههاى ديگر نميجوشيد و به درسش هم نميرسيد. او واقعاً دانشآموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسيار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور مييافت، خانم تامپسون تصميم گرفت به پرونده تحصيلى سالهاى قبل او نگاهى بياندازد تا شايد به علّت درس نخواندن او پيببرد و بتواند کمکش کند.
معلّم کلاس اول تدى در پروندهاش نوشته بود: «تدى دانشآموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکاليفش را خيلى خوب انجام ميدهد و رفتار خوبى دارد. رضايت کامل».
معلّم کلاس دوم او در پروندهاش نوشته بود: «تدى دانشآموز فوقالعادهاى است. همکلاسيهايش دوستش دارند ولى او به خاطر بيمارى درمانناپذير مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.»
معلّم کلاس سوم او در پروندهاش نوشته بود: «مرگ مادر براى تدى بسيار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درسخواندن ميکند ولى پدرش به درس و مشق او علاقهاى ندارد. اگر شرايط محيطى او در خانه تغيير نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.»
معلّم کلاس چهارم تدى در پروندهاش نوشته بود: «تدى درس خواندن را رها کرده و علاقهاى به مدرسه نشان نميدهد. دوستان زيادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش ميبرد.»
خانم تامپسون با مطالعه پروندههاى تدى به مشکل او پى برد و از اين که دير به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانشآموزان هدايايى براى او آوردند. هداياى بچهها همه در کاغذ کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ پيچيده شده بود، بجز هديه تدى که داخل يک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بستهبندى شده بود. خانم تامپسون هديهها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. اين امر باعث خنده بچههاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچهها را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بيرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: «خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را ميداديد.»
خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشينش رفت و براى دقايقى طولانى گريه کرد. از آن روز به بعد، او آدم ديگرى شد و در کنار تدريس خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش «زندگي» و «عشق به همنوع» به بچهها پرداخت و البته توجه ويژهاى نيز به تدى ميکرد.
پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بيشتر تشويق ميکرد او هم سريعتر پاسخ ميداد. به سرعت او يکى از با هوشترين بچههاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به يک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى دانشآموز محبوبش شده بود.
يکسال بعد، خانم تامپسون يادداشتى از تدى دريافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترين معلّمى هستيد که من در عمرم داشتهام.
شش سال بعد، يادداشت ديگرى از تدى به خانم تامپسون رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشتهام.
چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه ديگرى دريافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغالتحصيل ميشود. باز هم تأکيد کرده بود که خانم تامپسون بهترين معلم دوران زندگيش بوده است.
چهار سال ديگر هم گذشت و باز نامهاى ديگر رسيد. اين بار تدى توضيح داده بود که پس از دريافت ليسانس تصميم گرفته به تحصيل ادامه دهد و اين کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا اين بار، نام تدى در پاياننامه کمى طولانيتر شده بود: دکتر تئودور استودارد.
ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه ديگرى رسيد. تدى در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و ميخواهند با هم ازدواج کنند. او توضيح داده بود که پدرش چند سال پيش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کليسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته ميشود بنشيند. خانم تامپسون بدون معطلى پذيرفت و حدس بزنيد چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگينها به دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که تدى برايش آورده بود خريد و روز عروسى به خودش زد.
تدى وقتى در کليسا خانم تامپسون را ديد او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: «خانم تامپسون از اين که به من اعتماد کرديد از شما متشکرم. به خاطر اين که باعث شديد من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر اين که به من نشان داديد که ميتوانم تغيير کنم از شما متشکرم.»
خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: «تدى، تو اشتباه ميکنى. اين تو بودى که به من آموختى که ميتوانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.»
بد نيست بدانيد که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آيوا استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى دانشگاه نيز به نام او نامگذارى شده است.
همين امروز گرمابخش قلب يکنفر شويد ... وجود فرشتهها را باور داشته باشيد، و مطمئن باشيد که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت.
ژاپن
يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند .
يک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگيزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : اين کار به من اين احساس را می دهد که شخص مفيدی هستم ، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد.
مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه مي كردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي شد ، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمی آمد دلش براي همکاران ، محل کار وحتی دستگاهي كه با آن كار مي كرد تنگ مي شد . مسئول ، وقتي مي خواست كاري را به كسي بسپارد ، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام ميداد وقتي مطمئن مي شد وي آن كار را ياد گرفته است مي پرسيد: بروم ؟وسپس مي رفت .آنها هيچوقت نمي گغتند بيا اين كار را انجام بده ، مي گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم .مديران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدير وقتي مي ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي بست و آنجا را جارو مي كرد . در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي كردند . هيچكس از صاحب كارش نميترسيد . همه سعي مي كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي ترسيدند كه كارشان خراب شود وديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است .اگر كاري خراب مي شد مدیر داد و فرياد راه نمي انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي كرد ، بلكه براي او به آرامي شرح مي داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي دادي ؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي كرد وكارش را خوب انجام مي داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي دادند . اين باعث مي شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .
زماني براي صحبت كردن وارتباط با كارگر در نظر گرفته مي شد . سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي زد تا روحياتش را بهتر بشناسد . كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند . وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي دادند محيط را ترك كنند ، مي ماندند تا كار را به اتمام برسانند . صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم ، يا كارخانه ام را به كار نمي برد . . آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه امان را به كار مي بردند . وقتي سودي وارد كارخانه مي شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است . آنها تعطيلاتي دارند به اسم گلدن و یک که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند .
با آنکه در شرکت های توليدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفی ) ،که اين قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قيلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را توليد می کند به چشم يک خريدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحويل می گيرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط توليد ، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتری است .
برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند .
در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود .
اگر کارگری در حين کار متوجه شود قطعه ای اندازه يک دهم ميکرون ايراد دارد ، سريع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدير حتی اگر با کارخانه فاصله زيادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند .
هییتی برای یک دوره آموزشی به کارخانه تویوتا ژاپن رفته بودند . آنها تعریف می کنند که : ما با مشاهده خطوط تولید ، نظم وانضباط حاکم ، روش کار، نحوه تولید ، و... چنان به شعف آمده بودیم که به فیلمبرداری مشغول شدیم . اما مدرس ما به ما گفت : فیلمبرداری و سپس دیدن آن به شما چیزی نخواهد آموخت و فقط جنبه نمایشی دارد . شما باید چیزی ورای آنچه می بینید،را ببینید! آنچه که قابل رویت نیست، و آن روح حاکم بر محیط کار است !
ژاپنی ها گرايش دارند که خود را با کارشان هماهنگ کنند . هنگامی که از آنان پرسيده شود شما کی هستيد ؟ در پاسخ به ترتيب نام خود و نام شرکت يا سازمانی که در آن کار می کنند را خواهند گفت . حتی يک استاد دانشگاه که اقتصاددان است ،خواهد گفت : من استاد دانشگاه توکيو هستم . ژاپنی ها چون خود را عضو جامعه سازمانی می پندارند از کار اضافه برای شرکتشان سرباز نخواهند زد و هرگاه لازم باشد کارهای شخصی خود را فدا خواهند کرد . هنگامی که در آمد شرکت ناچيز باشد ، آنان به افزايش دستمزد اندک تن خواهند داد ، زيرا آنان خوب می دانند که اگر شرکتشان نتواند به دليل دستمزدهای بالا به رشد ثابتی دست يابد ، در آمد آنان در دراز مدت کاهش خواهد يافت .
ادو ین لند ، مخترع دوربین عکاسی پولاروید، حدودا پانزده سال اول حیات شرکت پولاروید ، اداره آن را به عهده داشت . وقتی شرکت به طور فزاینده ای رشد کرد ، ادو ین لند ، اقدام به تشکیل تیم مدیریت ارشد شرکت نمود .
نکته جالب توجه اینجاست که وی به این نتیجه رسید که خودش فرد مناسبی برای عضویت در این تیم نیست ، بلکه حمایت ومشارکت در نوآوری عملی ، نقشی بود که برای خود در نظر گرفت . و در این شرکت آزمایشگاهی برای خود ساخت وخود را مدیر مشاور شرکت در تحقیقات پایه معرفی کرد .
آخرين آمارهای جهانی
کليه آمارهاى زير مربوط به سال ٢٠٠۶ ميلادى است.
جمعيت
جمعيت فعلى جهان: ۵,۸۴۰,۰۰۰,۰۰۰ نفر
ميزان زاد و ولد: ۴۴/۴ نفر در هر ثانيه
ميزان مرگ و مير: ۶٧/١ نفر در هر ثانيه
ميزان رشد جمعيت: ۴٢/٢ نفر در هر ثانيه
دولت و اقتصاد
هزينههاى نظامى دولتها: ۶٠٠٠ ميليون دلار در ساعت
هزينههاى آموزشى دولتها: ١٠٨ ميليون دلار در ساعت
تعداد کشورهاى عضو سازمان ملل: ١٩٢
تعداد خودروهاى توليد شده در سال: ۴,۱۰۴ دستگاه در ساعت
تعداد دوچرخههاى توليد شده در سال: ۱۲,۴۵۶ دستگاه در ساعت
تعداد کامپيوترهاى فروخته شده در سال: ۹,۶۱۲ دستگاه در ساعت
آموزش
تعداد عنوان کتابهاى چاپ شده در سال: ١٠٨ عنوان در هر ساعت
تعداد روزنامههاى منتشر شده در سال: ۶۰,۰۰۰ در هر ساعت
تعداد کسانى که به تماشاى فيلمهاى سينمايى رفتهاند: ۱,۴۵۰,۸۰۰ نفر در هر ساعت
کلّ زمان انتظار در اينترنت براى بارگيرى فايلها: ۴,۴۶۶,۸۰۰ ساعت در هر ساعت
محيط زيست
نابودى جنگلها: ١٢٩۶ هکتار در هر ساعت
نابودى زمينهاى حاصلخيز به خاطر فرسايش خاک: ٧٢٠ هکتار در هر ساعت
انتشار گاز دىاکسيدکربن (CO٢): ۵/٢ تن در ساعت
وزن زمين: ۶,۵۷۵,۰۰۰ هزار ميليارد تن
سن زمين: ۴,۵۲۷,۶۴۲,۵۳۱ سال
مقدار ماهىهاى صيد شده: ۱۰,۴۴۰ تن در هر ساعت
غذا
غذاهاى تهيه شده: ٠٨/٠ تن در هر ثانيه
ميزان کالرى مصرف شده: ۱,٣٧٢,۶۶۶ ميليون کالرى در هر ثانيه
ميزان پروتئين مصرف شده: ۴۷,۸۵۵ ميليون گرم در ثانيه
تعداد کودکان زير وزن طبيعى: ۱۸۰,٠٠٠,۰۰۰ نفر
تعداد افراد گرسنه: ۲۷۳,٧۵٠,۰۰۰ نفر
تعداد کسانى که از گرسنگى مىميرند: ٣٣/٠ نفر در ثانيه
آب
ميزان آب مصرفى: ۴٧٩ ميليارد ليتر در ساعت
ميزان مرگ و مير بر اثر مصرف آب آلوده: ۱۶/٠ نفر در ثانيه
بهداشت
ميزان مرگ و مير براثر بيمارىهای واگيردار: ١٩٨٠ نفر در ساعت
ميزان مرگ و مير کودکان زير ۵ سال: ١٢۶٠ نفر در ساعت
ميزان سقط جنين: ۵۲۵۱ مورد در ساعت
ميزان سقط جنين به دليل خطر سلامت مادر: ١۴٧ مورد در ساعت
تعداد افراد HIV مثبت: ۳۰,٠٠٠,۰۰٠ نفر
مرگ و مير ناشى از بيمارى ايدز: ۶,۴٠٠,۰۰۰ نفر
مرگ و مير ناشى از سرطان: ٧٢٠ نفر در ساعت
مرگ و مير ناشى از مالاريا: ١١۵ نفر در ساعت
مرگ و مير ناشى از استعمال دخانيات: ٣۶٠ نفر در ساعت
ميزان سيگار توليد شده: ۶۳۱ ميليون نخ سيگار در هر ساعت
هزينه مصرفى دولتها در زمينه بهداشت: ١٣۶ ميليون دلار در ساعت
ميزان مرگ و مير ناشى از تصادفات رانندگى: ٣١ نفر در ساعت
شما مىتوانيد لحظه به لحظه آخرين آمارهاى جهانى را در سايت
مشاهده کنيد
کارهای اوليه او بيشتر بر روی نقاشی از چهره های اشخاص سرشناس بود. او سپس به نقاشی های سه بعدی بر کف پياده روها روی آورد.
جولين خود می گويد: "روزی در پياده رويی در لندن مشغول نقاشی بودم که تکه ای از خيابان را کنده بودند. اين صحنه به من ايده داد که آن را به صورت تصويری سه بعدی بر روی پياده رو بازسازی کنم."

ادامه مطلب

| امام حسين | كريمي | Download | ||
| حضرت رقيه | كريمي | Download | ||
| حضرت علي اصغر | كريمي | Download | ||
| حضرت حر 1 | محمد طاهري | Download | ||
| حضرت حر 2 | محمد طاهري | Download | ||
| حضرت علي اصغر | محمد طاهري | Download | ||
| حضرت علي اكبر | محمد طاهري | Download | ||
| حضرت قاسم | محمد طاهري | Download | ||
| روضه علي اصغر | محمد طاهري | Download | ||
| طفلان زينب | محمد طاهري | Download | ||
| ورود به كربلا | محمد طاهري | Download | ||
| حضرت رقيه | بني فاطمه | Download | ||
| حضرت علي اصغر | بني فاطمه | Download | ||
| حضرت قاسم | حداديان | Download | ||
| حضرت علي اكبر | حداديان | Download | ||
| حضرت علي اصغر | حداديان | Download | ||
| طفلان زينب | حداديان | Download | ||
| حضرت رقيه | خلج | Download | ||
| حضرت علي اصغر | خلج | Download | ||
| حضرت علي اكبر | خلج | Download | ||
| ورود به كربلا | خلج | Download | ||
| حضرت علي اصغر | سيب سرخي | Download | ||
| حضرت قاسم | سيب سرخي | Download | ||
| ورود به كربلا | سيب سرخي | Download | ||
| امام حسين | ميردامادي | Download | ||
| حضرت عبدالله | ميردامادي | Download | ||
| حضرت علي اصغر 1 | ميردامادي | Download | ||
| حضرت علي اصغر 2 | ميردامادي | Download | ||
| حضرت قاسم 1 | ميردامادي | Download | ||
| حضرت قاسم 2 | ميردامادي | Download | ||
| طفلان زينب | ميردامادي | Download | ||
| ورود به كربلا | ميردامادي | Download | ||
| حضرت علي اصغر | فيضي | Download | ||
| ورود به كربلا | ارضي | Download |
واقعه عاشورا؛ دستمايه اى غنى براى هنر و ادبيات شيعى
محمد رضاسرشار
حقيقت اين است كه واقعه عاشورا چنان شگفت، فوق العاده بزرگ، باشكوه، حماسى و زيباست، كه به خلاف حماسه هاى ملى و قومى و نژادى، اصلاً نيازى به افزودن شاخ و برگ به آن و در آميختنش با تخيل و آمال و آرزوهاى بازگوكنندگان، براى هر چه جذاب تر شدن، نيست. به عكس، قهرمانان آن، در چنان ارتفاعى از معنويت، انسانيت و بزرگى ايستاده اند، كه بزرگترين و اصلى ترين اهتمام بازگوكننده، اگر همين باشد كه آنان و اعمالشان را، همان گونه كه بوده اند وصف كند، به وظيفه خود عمل كرده و اجرخويش را برده است. با اين همه، عمده ذاكران، در همين كار نيز به شدت احساس عجز كرده و آشكارا به اين ناتوانى اعتراف كرده اند. اما، به مصداق ضرب المثل «آب دريا را اگر نتوان كشيد، هم به قدر تشنگى بايد چشيد» و به قصد قربت و نيت ثواب هم كه شده، قدم در اين راه نهاده و قلمى زده اند.
ادامه مطلب رو کلیک کن
ادامه مطلب
حال و هواي عاشورايي در دنياي مجازي

در آستانه تاسوعا و عاشوراي حسيني برآن شديم تا به معرفي سايت هايي با حال و هواي محرم بپردازيم.
1. همراه کاروان (ويژه نامه محرم)- مقتل خاني صوتي
همراه با محرم در سايت تبيان
اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست…
در صفحه اول سايت مي خوانيم :بيش از چهار سال از آغازين روزهايي كه دل از كف داده و دست به دامان عباس بن علي عليه السلام شده ايم مي گذرد. با انگيزه ايي افزون و نيرويي سرشار و تنها به اتكاي عنايات آن حضرت با توجه به آرمانهاي خود به معرفي شخصيت والاي ساقي كاروان الله در اينترنت مي پردازيم ؛ اميد است كه با مدد روح قدسي اش در اين جامعه وانفسا قدمي در راه ترويج آرمانهاي حسيني برداريم.
پايگاه اينترنتي يا حسين به زبان عربي
پايگاه جامع وب سايتهاي شيعي، با قابليت سرويس دهي به زبانهاي فارسي، عربي، انگليسي و اردو، به همراه دسته بندي هاي وب سايتهاي در قالب هاي گوناگون و دسرتسي اسان
شبکه اطلاع رساني امام حسين عليه اسلام
مراسم عزاداري و سخنراني دهه اول ماه محرم
سخنران: حجت الاسلام رياضت
با مداحي حاج محمود كريمي
براي دريافت فايلهاي صوتي بعد از مراسم به اين سايت مراجعه فرماييد.
شامل 21 زيارت ائمه عليهم السلام بصورت صوتي
بالغ بر 69 عنوان و کتاب
9. پيشينه عزاداري امام حسين عليه السلام
مختار ثقفي نخستين کسي است که به مناسبت روز عاشورا، در منزل خود در شهر کوفه مجلس يادبود برپا کرد
عزاداری ها ان شاء الله مورد قبول بارگاه الهی
التماس دعا
مجموعه فرهنگی نشریه الکترونیکی دامغانی مج ری
آثار و بركات عزادارى و گريه بر سيدالشهدا عليه السلام

ازدياد محبت به امام، و تنفر از دشمنان آن حضرت
ادامه مطلب
خطای چشم
|
دايره هاي مياني هر دو يك اندازه ميباشند! |
![]() |
| خطوط زيركاملا موازي همديگر ميباشند! |
![]() |
| تصوير زير يك جسم است يا 2 جسم؟ |
![]() |

------------ --------- --------- --------- --------
خواهش مي كنم از مشاهده اين مقاله بپرهيزند.
با سلام به تمامي دوستان و دوست داران گرافيك
در ابتدا از شما خواهش مي كنم متن زير را كه به انگليسي نوشته شده است بخوانيد:
|
Aoccdrnig to rscheearch at an Elingsh uinervtisy, it deosn't mttaer in waht oredr the ltteers in a wrod are in. The olny iprmoetnt tihng is taht the frist and lsat ltteers are in the rghit pclae. The rset can be a toatl mses and you can sitll raed it wouthit a porbelm. Tihs is bcuseae we do not raed ervey lteter by it slef but the wrod as a wlohe. |
اگر به زبان انگليسي مسلط باشيد ، من مطمئن هستم شما ، متن بالا را به راحتي خوانده ايد. در حالي كه متن بالا از نظر املايي كاملاْ اشتباه مي باشد. اگر دوباره به كلمات دقت كنيد
مشاهده خواهيد كرد كه 90 درصد كلمات اشتباه مي باشند. اما چرا شما به راحتي توانستيد آنها را بخوانيد ؟ به يك مثال ديگر توجه كنيد :
|
بر طبق تقحيقات در دانشگاه در انگسلتان ، مشلكي ندارد كه حروف در تربتب خود در يك كلمه قرار گرتفه بانشد يا خير. مهتمرين قسمت حروف اول و آخر كمله هسنتد كه مي بايست در جاي خود قرار گرتقه بانشد. باقي حروف مي توانند به صورت نامظنم در كمله قرار بگريند ولي شما باز هم مي توايند آنها را بخوايند. اين بدان خاطر است كه ما تك تك حروف را نمي خواينم و تنها يك كلمه را به صورت يكباره مي خواينم. |
خطاي چشم انسان و عادت كردن آن به كلمات باعث مي شود تا شما ، به راحتي متن بالا را نيز بخوانيد ! با وجود اينكه پر از غلط املايي است ! حال ممكن است از خودتان سوال كنيد اين مبحث چه ربطي به گرافيك دارد ؟ برويد پايين صفحه ... جواب آنجاست ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
در طراحي اين تصوير تماماْ از خطوط صاف و مستقيم استفاده شده است. اما شما در زمان مشاهده آن فكر مي كنيد خطوط مياني اين تصوير قوس دارند. اگر باورتان نمي شود با خط كش
امتحان كنيد !
.
.
.
به اين تصوير هم كه خوب نگاه كنيد مي بينيد كه نقطه ها حركت مي كنند !!! اين يك تصوير ثابت است ، اگر باور نداريد آن را چاپ كنيد (Print) و در جلوي چشماتان قرار دهيد. باز هم مشاهده خواهيد كرد كه نقاط حركت مي كنند !!!
.
.
.
.
اونهايي كه از مار مي ترسند شايد با ديدن اين تصوير ياد مار بيافتند !!! اما اينها همگي نقاط ثابت هستند. هيچكدام متحرك نيستند. اما چشم پرخطاي شما آنها را متحرك مي بيند !
.
.
.
خوب حالا نتيجه چيست ؟
نتيجه اين است كه شما الان يك معيار خطاي چشم داريد كه توسط آن مي توانيد طرحهاي خيره كننده و جالبي درست نماييد كه با خطاي چشم انسان بسيار زيباتر ديده شوند ! گرافيك خوب چيزي نيست جز طرحي كه مورد علاقه چشم انسان باشد.
اين هم چند تصوير ديگر :
| شما در اين عکس يه پيرزن ميبينيد يا يه دختر جوون؟ يا هر دو را؟ | ||
![]() |
| به اين عکس خوب نگاه کنيد ! اونا آدمند يا کلبه؟؟ | ||
|
| آيا خط ها کج هستند؟ | ||
![]() |

| کشتـــي يا پل؟ | ||
![]() |
| چشمهايتان رو عکس بچرخانيد؟ چه اتفاقي ميافتد؟ عکس تکان نمي خورد؟ | ||
![]() |
|
به نقطه کوچک سياه رنگي که در وسط صفحه هست خيره شويد ، بعد از مدتي متوجه خواهيد شد که سياهي دور آن از بين مي رود | ||
![]() |
|
آيا واقعا" اين اشکال مربع هستند؟ جواب بله است! اگر باور نداريد متوانيد با خط کش امتحان کنيد | ||
![]() |
| بنائي که در اين عکس مي بينيد، چند تا ستون دارد؟ دو تا و يا اينکه سه تا؟ | ||
![]() |
| لزومی برای توضيح نيست! هنر نقاشي را خودتان می بينيد | ||
![]() |
| چند نفر را در اين عکس می بينيد؟ این عکس ميتواند ، عکس يک پيرزن باشد و يا اينکه عکس يک دختر! سعی کنيد هر دو را ببينيد | ||
|






























